Monday, January 02, 2006

خیام

پاره ای از تنش سلوکی را به پایان برد .... از کمرگاه مزدوری تا زهدان فاحشه ای
پاره ای دیگر ادیسه وار هزارلای گوساله ای را می پیماید
اندامی منتظرند ...... از غنچه درآیند تا دخترکانی به رختخواب فریب لبخند خورند
و هنوز به امید کوزه به متلاشی شدن ادامه می دهد .......